X
تبلیغات
کلاس زیست - اندامک های سلول

کلاس زیست

کاری از دانش آموزان دوم تجربی مدرسه ی نمونه نجابت

اندامک های سلول

 
اندامک های سلولی

 

اجزاى سلول

 سلولها برای اینکه بتوانند کارهای خود را به خوبی انجام دهند به نحوی تکامل پیدا کرده اند که دارای اندامهای مختلفی باشند. هر یک از این بخشها برای انجام وظیفه خاصی تکامل پیدا کرده است. مثلا هسته مرکز اطلاعات ژنتیکی است و اسکلت سلولی حفاظت از سلول را به عهده دارد. می‌خواهیم با هم به درون سلول سفر کنیم و با کار اجزای مختلف آن آشنا شویم.

غشای سلول
غشا در ابتدا دیواره ساده ای بود که سلول را از محیط اطرافش جدا می‌کرد، اما به مرور زمان تکامل پیدا کرد. بر روی سطح غشا تعداد زیادی گیرنده برای مواد مختلف ایجاد شده است.

دیواره سلولی
در سلولهای گیاهی، یک جدار سخت اطراف سلول را فرا گرفته است. این جداره باعث استحکام بیشتر سلول می‌شود.

سیتوپلاسم
بیشتر اجزای سلول در این قسمت قرار دارند. برای این که کارها درست انجام شود، آنها مدام به هم پیام می‌فرستند.

هسته
هسته مرکز کنترل تمام فعالیتهای درون سلول است. تمام اطلاعات ژنتیکی در این بخش ذخیره شده اند.

غشاي سلولي

 

چرا چربی؟
سلول های گیاهی یک دیواره سلولی سخت و محکم دارند، اما غشای سلولهای جانوری یک لایه دوجداره منعطف از چربی است. چربی هایی که غشا را می‌سازند، یک سر آب دوست دارند و دو دم آب گریز. اگر چربی در محلول آبی قرار داشته باشد، مولکولهای چربی طوری قرار می‌گیرند که دم های آنها در کنار هم باشد و سرهای آب دوست آنها رو به بیرون قرار گیرد. پس اگر غشایی از چربی ساخته شود یک خاصیت فوق العاده خواهد داشت. اگر این غشا پاره شود، دو قسمت باقیمانده خود بخود به هم متصل می‌شوند و غشا ترمیم می‌شود. چربی‌ها به سه دسته طبقه بندی می‌شوند: فسفو لیپیدها، کلسترول و گلیکولپیدها. این سه نوع چربی با نسبتهای متفاوت در تمام غشاها دیده می‌شوند.

 



نقش پروتئین ها
پروتئین های مختلفی بر روی غشا قرار دارند. بعضی از آنها در طول لایه فسفولیپید گسترده شده اند و برخی دیگر فقط در یک ناحیه مانند یک کانال از عرض غشا عبور کرده اند. این پروتئینها کارهای مختلفی انجام می‌دهند. بعضی از آنها گیرنده مواد، بعضی دیگر آنزیم و عده ای نیز آنتی ژن هستند. بسیاری از این پروتئینها هم نواحی آب دوست دارند و هم گروههای آب گریز. گروههای آب گریز مانند یک لنگر عمل می‌کنند و اتصال بین پروتئین و چربی را محکم می‌کنند. گروه های آب دوست نیز به انتقال مواد کمک می‌کنند.

انتقال مولکولهای کوچک
چون لایه میانی غشا آب گریز است، مولکولهای قطبی نمی توانند وارد سلول شوند. برای انتقال مولکولهای قطبی راههای مختلفی وجود دارد. پروتئین های مختلفی روی غشا هست که هر کدام وظیفه انتقال مولکولهای خاصی را بعهده دارند. عده ای از این پروتئین‌ها کانال های یک طرفه هستند، یعنی فقط می‌توانند مواد را در یک جهت منتقل کنند. بعضی دیگر سیستم co transport دارند، یعنی دو ماده را با هم منتقل می‌کنند. ممکن است دو ماده هر دو در یک جهت منتقل شوند یا اینکه در دو جهت مخالف جابجا شوند. این پروتئین‌ها به شیوه غیرفعال عمل می‌کنند، پس سلولها برای این انتقال‌ها انرژی مصرف نمی کند. مواد در دو جهت طبیعی جابجا می‌شوند، از ناحیه غلیظ تر به ناحیه رقیق تر.

کانال های پروتئینی به موادی اجازه عبور می‌دهند که اندازه و بار الکتریکی خاصی داشته باشند. این پروتئین‌ها مانند یک قایق عمل می‌کنند. مولکولهای ماده روی آنها می‌نشیند و از غشا عبور می‌کند. این انتقال هم در جهت طبیعی صورت می‌گیرد. اگر سلول بخواهد ماده ای را از جایی که غلظت آن کم است به جایی که غلظت زیاد است، منتقل کند باید انرژی مصرف کند. این روش، انتقال فعال نامیده می‌شود.

یک مثال برای انتقال فعال، پمپ سدیم - پتاسیم است. این پمپ در کنار کانال نفوذ پتاسیم قرار دارد و سلول با استفاده از این دو پتانسیل الکتریکی غشای خود را تنظیم می‌کند. پمپ آنزیمی سدیم - پتاسیم که با انرژی حاصل از هیدرولیز ATP کار می‌کند، سدیم را به بیرون و پتاسیم را به داخل پمپ می‌کند. غلظت پتاسیم درون سلول بیشتر می‌شود و در خارج کاهش پیدا می‌کند. در مورد سدیم برعکس است. کانال نفوذ پتاسیم، اجازه می‌دهد که پتاسیم به بیرون تراوش کند و این باعث می‌شود که لایه درون سلول بار منفی پیدا کند.
برای انتقال مولکولهای بزرگ راههای دیگری وجود دارد. اینجا را ببینید.

 

گیرنده های غشا
روی غشا تعدادی گیرنده و آنتی ژن قرار دارد. مولکولهایی که باید به آن سلول خاص برسند به گیرنده های سطح سلول می‌چسبند. گیرنده در اثر چسبیدن این مولکولها، یک ماده در درون سلول آزاد می‌کند. آزاد شدن این ماده رفتار سلول را تغییر می‌دهد. به این ترتیب یک پیغام خارجی می‌تواند با یک واکنش از جانب سلول مواجه شود. آنتی ژن‌ها برای شناسایی بیگانه‌ها به کار می‌روند. اگر ماده ای خارجی توسط دستگاه ایمنی شناسایی شود، پیغامی به سلولهای T فرستاده می‌شود. این سلولها به آن ناحیه می‌آیند و سلول بیگانه را نابود می‌کنند.

 

ديواره سلولي

دیواره سلولی مهمترین تفاوت سلول های گیاهی با سایر یوکاریوت‌ها است. این دیواره سخت که چندین میکرون ضخامت دارد، باعث می‌شود که سلول گیاهی شکل ثابتی داشته باشد. بیشتر سلول‌ها غشای خارجی دارند، اما استحکام هیچکدام از آنها به اندازه سلولهای گیاهی نیست.

 

همین جداره باعث شده که تفاوت زیادی بین گیاهان و جانوران بوجود بیاید، چون به گیاه اجازه نمی دهد که سیستم عصبی و سیستم ایمنی عمودی داشته باشد. جداره سلولی از الیاف سلولز، پلی ساکاریدها و پروتئین‌ها تشکیل شده است. وقتی سلول جوان است، جداره نازک است و چندان سخت نیست. پس این سلولها می‌توانند رشد کنند.

این لایه جداره اولیه نامیده می‌شود. وقتی سلول پیر می‌شود، لایه های دیگری روی این لایه اضافه می‌شود. ما این لایه‌ها را لایه های ثانویه می‌نامیم. پس با گذشت زمان، ضخامت دیواره زیاد می‌شود.

 


جداره سلولها در کنار هم یک اسکلت محکم برای گیاه می‌سازد. با وجود اینکه دیواره سخت و محکم است، اما باز هم امکان ارسال پیام های شیمیایی بین سلولها و دفع مواد زاید وجود دارد.

سيتوپلاسم

یوکاریوت‌ها تعداد زیادی اندام دارند که هر کدام از آنها وظیفه خاصی را بر عهده دارد. به جز هسته، هر چه که در فضای سلولی قرار دارد، سیتوپلاسم نامیده می‌شود. پس تمام اندامهای دیگر سلول مانند میتوکندری، شبکه اندروپلاسمی و ... در این بخش قرار دارند. به بخشی از سیتوپلاسم که خارج از اندام هاست، "سیتوزول" می‌گویند. سیتوزول بزرگترین بخش درون سلول است و حدود 54% حجم سلول را در بر می‌گیرد. سیتوزول حاوی هزاران آنزیم است که برای کاتالیز کردن گلوکز، بیوسنتز، قندها، اسیدهای چرب و اسیدهای آمینه به کار می‌روند. در سیتوزول مولکولها شکسته می‌شوند تا اندامها بتوانند از آن استفاده کنند. برای مثال، قبل از شروع تنفس، گلوکز در سیتوزول شکسته می‌شود و سپس به میتوکندری می‌رود.

در سیتوزول یک ساختار اسکلتی به نام " اسکلت سلولی" هم وجود دارد. این اسکلت به سلول شکل می‌دهد و بسیاری از واکنش های شیمیایی سیتوپلاسم را سازمان دهی می‌کند. علاوه بر این، اسکلت سلولی به حرکت سلول نیز کمک می‌کند.

اندامهایی که در سیتوپلاسم وجود دارند، عبارتند از:

 

ميتوكندري 

میتوکندری چهار بخش اصلی دارد: غشای خارجی ، فضای بین غشایی ، غشای داخلی و ماتریس.

غشای خارجی
این غشا دارای تعداد زیادی پروتئین است که به انتقال آسان مولکلول های بزرگ کمک می‌کنند. علاوه بر این در این غشا، پروتئین هایی وجود دارد که چربی‌ها را به مواد قابل استفاده در ماتریس تبدیل می‌کند.
فضای بین غشایی
این فضا شامل آنزیم هایی است که با مصرف ATP، سایر نوکلئوتیدها را فسفره می‌کنند.

غشای داخلی
این قسمت دارای پیچ و خم های بسیار زیادی است که باعث افزایش سطح آن می‌شود. این کار کمک می‌کند تا کار بیشتری در فضای کوچکتر انجام شود. در این قسمت سه پروتئین اصلی وجود دارد: 1. پروتئینی که واکنش های اکسیداسیون زنجیره تنفسی را انجام می‌دهد. 2. یک کمپلکس آنزیمی به نام ATP" سنتتاز " که ATP می‌سازد. 3- پروتئین های انتقال دهنده که ورود و خروج مواد به ماتریس را کنترل می‌کنند.
اینجا همان جایی است که فسفریلاسیون اکسیداسیونی انجام می‌شود.

ماتریس
سیکل کربس در اینجا اتفاق می‌افتد. به علاوه، چندین کپی از ژنوم DNA، تعدادی ریبوزوم خاص میتوکندری، t RNA‌ها و آنزیم هایی که برای انجام فعالیتهای متیوکندری ضروری است، در این بخش قرار دارند .

 

كلروپلاست

کلروپلاست، انجام فتوسنتز را بر عهده دارد. ساختمان کلروپلاست بسیار شبیه به میتوکندری است. کلروپلاست شامل یک غشای تراوای خارجی، یک غشای داخلی که تراوایی کمتری دارد، یک فضای بین غشایی و یک بخش داخلی است که "استروما" نام دارد. ولی کلروپلاست بزرگتر از میتوکندری است. کلروپلاست باید بزرگتر باشد، چون غشای آن مانند میتوکندری چین خورده نیست. غشای داخلی آن هم برای زنجیر انتقال الکترون به کار نمی رود. سیستم جذب نور، زنجیر انتقال الکترون و ATP سنتاز بر یک غشای سوم که تیلاکوید نام دارد، انجام می‌شود. تیلاکوید از تعداد زیادی دیسک های سطح تشکیل شده است.

 

شبكه آندوپلاسمي

شبکه اندوپلاسمی ( که آن را به اختصار ER می‌نامیم.) تولید پروتیئن‌ها و چربی های تعداد زیادی از اندامهای سلولی را بر عهده دارد. ER از چین خوردگی های فراوانی تشکیل شده که یک غشا آنها را در برگرفته است. علاوه بر این، ER وظیفه دارد تا پروتئینها و سایر کربوهیدارت‌ها را به دستگاه گلژی، غشای سلول، لیزوزوم و هر جای دیگری که لازم باشد، منتقل کند.
دو نوع ER وجود دارد: نوع زبر که سطح آن با ریبوزوم‌ها پوشیده شده و نوع صاف. نوع زبر محل پروتئین سازی است. پروتئین هایی که در ER زبر ساخته می‌شوند به ER صاف منتقل می‌شوند.

 

 


 

دستگاه گلژي

دستگاه گلژی دارای بخشهای کیسه ای شکل فراوانی   است که با غشاهای لیپیدی احاطه شده اند. بعلاوه تعداد زیادی آبدانه هم دارد که مواد را به غشای سلولی منتقل می‌کنند تا از سلول خارج شوند. تعدادی غده نیز در این دستگاه وجود دارد که ترشح بعضی مواد خاص را بعهده دارند.

گلژی مسوول کنترل ترافیک مولکولی در سلول است. تقریباً تمام مولکولها در دوره ای از زمانی که در سلول هستند مجبور می‌شوند از دستگاه گلژی بگذرند.

دسته بندی پروتئین‌ها به کمک آبدانه‌ها انجام می‌شود. وقتی پروتئین روی گیرنده خاص خود بر روی یک آبدانه می‌نشیند، به درون آبدانه کشیده می‌شود و همراه آن به بیرون فرستاده می‌شود.

 

 

ليزوزوم

 

لیزوزوم کیسه ای حاوی آنزیم های مختلف است. این آنزیم‌ها برای هضم مولکول های بزرگ به کار می‌روند. بیش از 40 آنزیم در لیزوزوم وجود دارد که از میان آنها می‌توان به پروتئازها، نوکلئازها و فسفولیپازها اشاره کرد. بهترین عملکرد این آنزیم‌ها در محیط اسیدی (PH=5) صورت می‌گیرد.

پس اگر این آنزیمها به سیتوپلاسم نشست کنند، آسیب چندانی نمی رسانند. این آنزیم‌ها در شبکه اندوپلاسمی ساخته می‌شوند و پس از ورود به دستگاه گلژی ، توسط آبدانه‌ها به لیزوزوم منتقل می‌شوند.

اگر این آنزیم‌ها نباشند، به مرور مولکولهای بزرگی که امکان هضم آنها وجود ندارد، در سیتوزول جمع می‌شوند. این مولکولها در فعالیت و واکنش های موجود در سلول اختلال ایجاد می‌کنند و سلول با مشکل مواجه می‌شود.

 

 

اسكلت سلولي

 

یوکاریوت‌ها شکلهای متنوعی دارند. آنها می‌توانند اندامکها و شکل خود را تغییر دهند.حتی بعضی از آنها قادرند که از محلی به محل دیگر بروند. این کار توسط شبکه ای از رشته های پروتئینی موجود در سیتوپلاسم انجام می‌شود که اسکلت سلولی نام دارند.

رشته های پروتئینی به چند دسته تقسیم می‌شوند که رشته های اکتین و ریزلوله‌ها دو دسته مهم از آنها می‌باشند. اکتین انقباض را انجام می‌دهد (شبیه ماهیچه) و ریزلوله‌ها استحکام ساختمانی ایجاد می‌کنند.

 

ريبوزوم

ریبوزوم نقش مهمی در سنتز پروتئین ایفا می‌کند. وقتی یک زنجیر پروتئینی در حال ساخته شدن است، باید همواره در کنار mRNA و هم سو با آن قرار گیرد. در اینجا گفتیم که هر سه نوکلئوتید، کد یک اسید آمینه است.

پس هر اسید آمینه که به زنجیر پروتئینی اضافه می‌شود، باید سه پله روی mRNA جلو رفت تا تطبیق دو مولکول بهم نخورد. این کار توسط ترکیب بزرگ و پیچیده ای از RNA و پروتئین انجام می‌شود که ریبوزوم نام دارد.

ریبوزوم یک واحد کوچک دارد و یک بخش بزرگ در حدود نیمی از وزن ریبوزوم یوکاریوت‌ها را RNA تشکیل می‌دهد. ریبوزوم یک کانال برای هدایت زنجیر پروتئینی دارد و یک کانال دیگر هم دارد که مولکول mRNA را نگه می‌دارد. به این ترتیب ریبوزوم روند سنتز پروتئین را پیش می‌برد.

 

 

واكوئل

واکوئل در سلولهای گیاهی وجود دارد. واکوئل مسوول حفظ شکل و ساختمان سلول است. سلولهای گیاهی معمولاً اندازه واکوئل های خود را بیشتر می‌کنند و خیلی کم پیش می‌آید که سیتوپلاسمشان را توسعه دهند.
واکوئل آبدانه بزرگی است که برای ذخیره و نگهداری مواد مغذی، متابولیت‌ها و حتی مواد زائد به کار می‌رود.
فشار اعمال شده توسط واکوئل به حفظ اندازه سلول کمک می‌کند. اگر این فشار نباشد، سلول چروک می‌خورد و سست خواهد شد.
واکوئل معمولا حدود 50% از حجم سلول را اشغال می‌کند، اما گاهی تا 95% فضا را نیز به خود اختصاص می‌دهد.

 

 

هسته

هسته مرکز کنترل سلول است و فقط در یوکاریوتها وجود دارد. DNA و RNA موجود در هسته، کلیه اطلاعات ژنتیکی را در خود ذخیره کرده اند. هسته ارتباط بین اندامهای موجود در سیتوپلاسم را هم برقرار می‌کند. هسته با یک غشای دولایه پوشیده شده است. وقتی هسته پیامی را به اندامها می‌فرستد، پیام از منافذ این غشا عبور می‌کند و به سیتوپلاسم وارد می‌شود.
درون هسته، نوکلئوپلاسم نام دارد. در این جا، DNA توسط پروتئینی به نام هیستون به هم پیچیده شده و به شکل کروماتین است. اما هنگام رونویسی، کروماتین‌ها متراکم می‌شوند و ساختارهایی به نام کروموزوم پدید می‌آورند. علاوه بر این ها، معمولا یک یا چند اندامک گرد نیز در هسته قرار دارند که "هستک" نام دارد. ریبوزوم‌ها هم در هسته ساخته می‌شوند.
مطالب زیر را بخوانید تا درباره DNA و سازمان دهی آن در هسته بیشتر بیاموزید.

DNA و RNA
اینجا را بخوانید تا با اساسی ترین کلیدها ی حیات روی زمین آشنا شوید.

کروموزومها
در این بخش با آرایش DNA در هسته و مراحل مختلف تبدیل آن به کروموزوم آشنا می‌شوید.

 

اسيد نوكلئويك ها DNA & RNA

در هسته هر سلول مولکولهایی قرار دارند که اساسی ترین اطلاعات حیات را در خود ذخیره کرده اند. این مولکول ها، دئوکسی ریبو نوکلئیک اسید (DNA) نام دارند. DNA از چهار نوع مولکول ساخته شده است، که به آنها "نوکلئوتید" می‌گوییم. این چهار نوکلئوتید عبارتند از: ادنین (A)، گوانین (G)، سیتوزین (C) و تیمین (T). این مولکولها خود به دو زیر گروه تقسیم می‌شوند: ادنین و گوانین در گروه پیورین قرار می‌گیرند و سیتوزین و تیمین در گروه پیریمیدین جای داده می‌شوند. هنگام سنتز (ساخته شدن) مولکول DNA، نوکلئوتیدها به اسیدهای نوکلئیک تبدیل می‌شوند که بعدا به هم متصل می‌شوند و رشته های DNA را می‌سازند. در نهایت یک مارپیچ دوتایی ساخته می‌شود.
نوکلئوتیدها حلقه های مسطحی دارند که اندازه آنها بین 3 تا 4 آنگستروم ( هر آنگستروم 10-10 متر است.) می‌باشد. وقتی مارپیچ دوتایی تشکیل می‌شود، مولکولهای A با مولکولهای T رشته مقابل و مولکول G با مولکول C رشته روبه رو پیوند هیدروژنی برقرار می‌کنند و جفت های قلیایی ایجاد می‌شود. این جفت های قلیایی باعث می‌شوند که مارپیچ پایدار باقی بماند. تصاویری که با استفاده از اشعه X از مولکول DNA گرفته شده است، نشان می‌دهد که در هر دور از مارپیچ 10 جفت قلیایی وجود دارد.

مدل مارپیچی می‌تواند نحوه رونویسی از مولکول DNA در هنگام تقسیم سلول را نیز توجیه کند. جیمز واتسون وقتی این مدل را ارائه کرد، آن را " مدل خوش نما " نامید، چون معتقد بود که هر کس این مدل را ببیند می‌تواند به راحتی نحوه رونویسی از آن را نیز بفهمد. در هنگام تقسیم سلول، باید نسخه مشابهی از DNA تهیه شود تا در سلولهای جدید قرار گیرد. این فرآیند اصطلاحا "رونویسی" نامیده می‌شوند.
برای انجام این کار، اتصالات هیدروژنی بین نوکلئوتیدها باز می‌شود و در نتیجه دو رشته مارپیچ از هم باز می‌شوند. سپس هر یک از این رشته‌ها به عنوان پایه ای برای ساخت رشته مقابل استفاده می‌شود. به این ترتیب دو مارپیچ کاملا یکسان DNA ساخته می‌شوند و هر کدام از آنها در یکی از دو سلول نوزاد قرار می‌گیرد. چون در هر بار رونویسی، نیمی از مولکول DNA قبلی حفظ می‌شود، می‌گوییم رونویسی DNA، نیمه پایستار است.

اگرچه DNA اطلاعات ژنتیکی جاندار زنده را در خود دارد، اما برای عملکرد موفق به وجود ریبونوکلئیک اسید (RNA) نیاز دارد. RNA هم مانند DNA از رشته های اسید نوکلئیکی تشکیل شده که با پیوندهای مشابهی به هم متصل شده اند؛ اما دو تفاوت عمده با DNA دارد. یکی اینکه در ساختار آن به جای تیمین، از اوراسیل(u) استفاده شده است و دوم اینکه مارپیچی نیست و فقط از یک رشته تنها ساخته شده است. برای انجام بعضی کارها، DNA به رشته های RNA تبدیل می‌شود و سپس این مولکولهای RNA، پیغام هایی را به ریبوزوم (مرکز پروتئین سازی سلول) می‌برند. برای همین این مولکولها را mRNA(messenger RNA) یا RNA پیغام رسان می‌نامند. در واقع DNA با فرستادن mRNA، فرآیند پروتئین سازی را هدایت می‌کند. 

 

كروموزوم

کل اطلاعات ژنتیکی سلول در DNA قرار دارد که در هسته قرار گرفته است. فضای درون هسته محدود است، پس باید برای جادادن میلیون‌ها کد ژنتیکی در این فضا فکری کرد. برای همین باید مولکول DNA را مرتب و بسته بندی کرد.
در ابتدا نوکلئوتیدها به صورت دو رشته خطی در کنار هم قرار می‌گیرند و یک مارپیچ دوتایی می‌سازند. بعد از آن این مارپیچ‌ها به دور پروتئینهایی به نام "هیستون" پیچیده می‌شوند. به هر واحد DNA که به دور یک مولکول هیستون پیچیده شده یک نوکلئوزوم می‌گوییم. نوکلئوزوم‌ها هم توسط یک رشته بلند DNA به هم وصل می‌شوند.
برای اینکه DNA باز هم فشرده تر شود، نوکلئوزوم‌ها به هم فشرده می‌شوند و رشته های کروماتینی را به وجود می‌آورند. بعد، رشته های کروماتینی با هم تا می‌خورند و یک شبکه پیچ پیچ به وجود می‌آورند. هنگام تقسیم سلول این شبکه‌ها به صورت ساختارهایی به نام "کروموزوم" در می‌آیند.
کروموزم در فرآیند پیر شدن و مرگ سلول هم نقش مهمی دارد. در نوک کروموزوم ها، بخشهای کوچکی به نام تلومر قرار دارند. وقتی DNA یک سلول صدمه می‌بیند، تلومرها کوتاه می‌شوند. اگر تلومرها از حد مشخصی کوتاه تر شوند، سلول تصمیم می‌گیرد که دیگر خود را ترمیم نکند و فرآیند مرگ سلولی یا آپپتوسیس (Apoptosis) آغاز می‌شود. امروزه بسیاری از دانشمندان مشغول تحقیق راجع به مکانیسم هایی هستند که تلومرها از طریق آنها باعث مرگ سلول می‌شوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 17:53  توسط معصومه نوروزی  |